Friday, January 18, 2008

کاش خودت بودی

کاش خودت بودی می دیدی که چقدر بی تو غریبم
اینجا هر کس با نقابی می ده هر لحظه فریبم
میخوام تو رو فریاد بزنم،میخوام تو رو گریه کنم و اشک بریزم،با من بمان و تنهایم نزار.
.میخوامسرم را روی گرمی شانه هایت بزارم تا عطر نفسهایت سراسر وجودم را فرا
گیرد
با من بمان در هر لحظه و هیچ تنهایم نزار
حتی تصور بی تو ماندن مرا نابود میکند .ای کاش تو را در خوابی عمیق روی بوته زار
وحشی خیال در جزیره تنهایی می دیدم
صدایت را همین نزدیکی ها میشنوم ای زیباترین نغمه هستی مرا در آغوشت بگیر.
ووقتی نشانت را از پروانه پرسیدم در آتش شمعی سوخت و هیچ شد
وقتی از شمع پرسیدم ذوب شد و هیچ نگفت. ولی میگویند که تو را در قلب شکسته میتوان
یافت .پس چه خوشبختم که همیشه در قلب منی
خدایا با تمام وجودم دوستت دارم...

No comments: